// محرم 1388
شب پنجم محرم 88
سختى زخمها امام حسین(ع) را بر زمین نشانده بود و سپاهیان او را از هر سوى در میان گرفته بودند. عبداللّه بن حسن كه در آن زمان یازده سال بیشتر نداشت عموى خود را نگریست كه دشمن او را از هر سوى در میان گرفته است . یاراى دیدن بیشتر این منظره را نداشت . بى اختیار به سوى عمو دوان شد. عمّه اش زینب خواست عبدالله را بگیرد، امّا او از چنگ عمّه گریخت و خود را به عمو رساند....شب چهارم محرم 88
صبر را مفهوم معنا زينب است * کعبه غمهای دنيا زينب است * چون حسين است آفتاب شهر عشق * ماهتاب عالم آرا زينب است...شب سوم محرم 88
خاك اينجا آرام است و متين، اما اين خاكها و اين زمين به ريگها و سنگهاى دشت كربلا نمىرسند، سرخى شقايق زيباست اما نه به زيبايى غروب خورشيد . آسمان آبى است و كبود، اما نه به كبودى رخسار رقيه(س) . گريه كن! گريه كن! شايد در درياى چشمانتبتوانى پرستوى پرسوختهاى را در امواج متلاطم و خروشانى كه همچون شلاقى بر بدن او فرود مىآيد ببينى . قصهى تو، قصهى امروز و فردا نبود . قصهى تو، غصهى بزرگى بود . قصهى تو قصهى مرگ بود . قصهى تو، قصهى جدايى از درياى عشق بود .... ...شب دوم محرم 88
مرا سوداي زينب در به در کرد * نصيبم جرعه اي خون جگر کرد * ز فرط تشنگي بي تاب گشتم * عطش ديدم ز خجلت آب گشتم...// بیشترین نظرات ارسال شده
// بیشترین محبوبیت
// بیشترین ایمیل های ثبت شده

